ـراھی بسوی توت عنخ امن
چاره ای نبود و باید از خیر جستجو میگذشت . " جرج ھربرت " پنجمین کنت خانواده " کارناروون " طی یک سرمایه گذاری ٢۵ ھزار پوندی خود ( معادل یک میلیون دلار فعلی ) که ظرف ۶ سال در اختیار باستان شناسی بنام " ھاروارد کارتر " قرار داده بود, به جز ١٣ کوزه کوچک مرمر سفید چیز دیگری در "دره شاھان" نیافته بود . اکنون تابستان سال ١٣٢٢ این اشراف زاده ناخرسند به این نتیجه رسیده بود که میبایست رویای یافتن گور گمشده " توت عنخ آمن " را کنار بگذارد . او مانند قمار بازی که پساز باختھای متوالی از پشت میز برمی خیزد – قصد داشت از ماجراجوئی ھای بیشتر دست بکشد . اما " کارتر " مصمم بود به کار خود ادامه دھد . این باستان شناس کوتاه قد و چھار شانه, با بینی پھن و بزرگ و سبیل امرانه که چھره ای خشن به او بخشیده بود, با شکست کامل ارزوی دیرینه اش مواجه بود – از اینرو شجاعانه اعلام داشت که کار را با ھزینه خود ادامه خواھد داد . با توجه به وضعیت مالی " کارتر " که نشان دھنده تو خالی بودن عھد و سوگند وی بود, " لرد کارناروون " تحت تاثیر عزم جزم دوست خود, با اکراه موافقت نمود که فقط یکسال دیگر ھزینه کاوش را تقبل خواھد کرد . " کارتر " در اعتقاد خود به این مسئله که مقبره محل دفن " توت عنخ امن " در دره شاھان دست نخورده میباشد عملا" تنھا بود . در سال ١٩٢٢ پافشاری او در جستجوھایش, سبب ریشخند و استھزاء برخی ھمکارانش گردیده بود . علاقه او به این گور ١۵ سال پیشدر سال ١٩٠٧ بر انگیخته شد و این زمانی بود که یک حقوقدان ثروتمند امریکائی بنام " تئودور دیویس " که در زمان بازنشستگی خویش به باستان شناسی روی اورده بود, به حفره کوچکی برخورده بود که قطعاتی از مصنوعات, حلقه ھای گل, و خورده ھای نان کوزه ھای شراب در ان موجود بود و برخی از ان اشیاء مھر سلطنتی " توت عنخ امن " زده شده بود . ھمانگونه که بررسیھای بعدی نشان داد, این اشیاء عتیقه فی الواقع پسمانده ھای از مراسم خاکسپاری ان فرعون بوده اند – اما " دیویس " مدعی بود که محل گور را شناسائی کرده است – ولی " کارتر " این ادعا را رد میکرد . کشف مھرھای " توت عنخ امن " کارتر را به این فکر انداخت که ارامگاه این فرعون جوان در محدوده مثلثی دو نیم ھکتاری که محل حفاری " دیویس" بود قرار دارد, یعنی ھمان محدوده در بر گیرنده گورھای سه فرعون دیگر به نامھای " رامسس دوم " – " مرنپتاه " و " رامسس ششم " – تصمیم او به حفاری در این محدوده نشان دھنده عزم و لجاجت و یکدندگی او بود . صبح ھیجان انگیز ۴ نوامبر سال ١٩٢٢ فرا رسید . ھمزمان با اخرین حفاری " کارتر " در جائی که توده سنگھای مربوط به گور " رامسسششم " بر رویھم انباشته شده بود . سکوت عجیبی حکمفرما بود . کارگران او پله ای را که در قاعده یک سنگ تراشیده شد بود کشف کرده بودند – ھمه انھا منتظر او بودند تا فرمان صادر شود . این باستان شناس دستور داد که به فوریت کار حفاری ادامه یابد و خود با ھیجان به تماشای پدیدار شدن پلکانی که به پائین میرفت ایستاده بود . شانزده پله به یک گذرگاه زیر زمینی حفاری شده در درون تخته سنگھا راه میبرد که مملو از قلوه سنگ بود . این گذرگاه ٢٧ فوت طول داشت و پاکسازی ان چندین روز طول کشید . ھنگامیکه دھلیز تمیز شد, " کارتر " خود را در برابر دری یافت که توسط تخته سنگھای بزرگ مسدود شده بود . بر روی این درب مھر و نشان گور سلطنتی مربوط به " دره شاھان " وجود داشت . او با قلب طپنده متوجه شد که در مزبور در ایام باستان گشوده شده و مجددا" مھر و موم گشته است . او بعدھا نوشت : شک و تردیدھای ناشی از ناکامیھای گذشته بدنم را به لرزه دراورد – ایا این یک گور سلطنتی بود؟ ایا بالاخره گور " توت عنخ امن " را کشف کرده بود؟ ایا این گور ھم توسط غارتگران عھد باستان از محتویات خود خالی شده بود.؟ برای پاسخ این سئوالات – میبایست ٢ ھفته دیگر صبر میکرد تا حامی مالی او یعنی " لرد کارناروون " که در انگلستان بسر میبرد به وی بپیوندد . در ھر صورت او دستور داد تا مجددا" دھلیز و پلکان را از سنگ پر کرده و بر روی ان تخته سنگھایی قرار دھند تا مبادا دزدان – این ٢ مرد را از ارزوی دیرینه شان که ھمانا گشودن در بدست خودشان بود محروم سازند . " دره شاھان " دھھا سال بود که مورد توجه باستان شناسان قرار داشت. اگر چه این منطقه بسیار گرم و خشک و خالی از ھر موجودی زنده ای بود, اما بخاطره تاریخچه پر از بیم و ترس ان – اذھان را به خود مجذوب میساخت . در این مکان متروک, در میان تپه ھای سنگی ان سوی "تبس" ٢٨ فرعون قدرتمند در گورھای عمیقی خفته بودند که ھم جنبه خانه را داشت و ھم جنبه قبر – زیرا این گورھا مملو از تجملات و لذتھای زندگی بود . این محلھای دفن, جایگاه سحر و جلال خیره کننده ای بودند . در طی ۴٢٠ سالی که این دره ارامگاه شاھان شده بود ( منظور نام جدیدش میباشد ) جمعی متشکل از کارگران و ھنرمندان فعال مشغول حجاری و تزئین گورھای سلطنتی بودند و از پی خود, اسناد و مدارک باور نکردنی از نقاط ضعف و قوت خود بر جای گذاشته – که این دره را نه فقط برای مردگان – بلکه برای زندگان نیز قابل توجه میساخت .
۲ـلحظه تاریخی فرا رسید
با ورود " لرد کارناروون " و دخترش " لیدی اولین " و دوستانشان " ارتور کلندر " کارتر دستور داد تا گذرگاه را پاکسازی کنند و سپسدر بعد از ظھر ٢۶ نوامبر, اسکنه خود را بدست گرفت و در حالیکه دوستانش به خیره شده بودند, در تاریکی گذرگاه به ایجاد حفره ای در فوقانی ترین قسمت بلوکھایی که بر سر راه قرار داده شده بودند پرداخت . کارتر میگوید : با دستانی لرزان شکاف باریکی در گوشه فوقانی سمت چپ ایجاد کردم .شمع را داخل حفره نمودم و به تماشای درون اتاق پرداختم . وقتی چشمانم به تاریکی عادت کرد, بتدریج قادر شدم محتویات اطاق را ببینم . حیوانات عجیب و غریب, مجسمه ھای طلا که درخششان ھمه جا را گرفته بود . برای لحظه ای که برای دیگران بی نھایت طول کشید از حیرت و تعجب گنگ شدم . " لرد کارناروون " با اضطراب از من پرسید : چیزی می بینی؟ و من تنھا کلماتی را که توانستم بر زبان بیاورم اینھا بود – بله چیزھای خیلی عالی .!! " کارتر " خود را با اکراه عقب کشید و سوراخ را بزرگتر کرد تا ھمگی بتوانند ان صحنه را تماشا کنند ( واقعا یک لحظه خود را جای انھا بگذارید ) پیشروی انھا – یک ردیف از اشیاء سلطنتی درخشنده و باور نکردنی وجود داشت که بمدت بیشاز ٣٠٠٠ سال دست نخورده باقی مانده بودند و از کف زمین تا سقف ان اتاق کوچک را پر کرده بود . " کارتر " در دفتر خود نوشته است : پساز مدتی از تماشای اشیاء درون اطاق پیشین ( اولین اطاق مقبره ) به دقت گذرگاه را مھر و موم کرده تا طبق قرار قبلی و در تاریخ دیگر با حضور مقامات مصری انرا رسما" بازگشایی کنند . مدارکی که بعدا" بدست امد نشان میدھد که تیم " کارتر " بر خلاف قرارھای قبلی با بنگاه اشیاء عتیقه مصر ان شب را داخل مقبره گذرانده و مسرور از کشف خود به شادمانی سرور پرداختند . ھمزمان با اشکار شدن رازھای ٣٢۴۵ ساله ان اتاقھا توسط " کارتر " توجه او معطوف سه نیمکت بود که یک سوی اتاق کوچک را بخود اختصاص داده بودند . نیمکتھایی که قسمت عمده ان از طلا بودند و اشگال حیوانات ھیولا مانند بر رویشان حجاری شده بود . او مینویسد : این حیوانات غریب که سرھایشان سایه ھای عجیبی را بر روی دیوار پشت سر ما انداخته بودند, موجب ترس و وحشت می شدند . بر روی این نیمکتھا گنجینه ھایی قرار داشت : گلدانھایی از مرمر سفید, صندوقھای حجاری شده و کوزه ھای عطر, میزھای بازی ساخته شده از عاج و آبنوس – ویک تخت سلطنتی بسیار زیبایی حجاری شده . " کارتر " به ھر سو که نگاه میکرد اشیاء گرانبھایی را مشاھده میکرد که بدون ھیچگونه دقتی جابجا شده بودند . این کار احتمالا" از سوی سارقانی صورت گرفته بود که اندک زمانی پس از دفن " توت عنخ امن" وارد انجا شده بودند . در گوشه ای از پیشاطاق ( اولین اطاق مقبره ) ارابه ھای جنگی وجود داشت که اجزاء ان از ھم جدا شده بودند . چھارچوبھای چوبی این ارابه ھا از طلا بود و با سنگھای قیمتی تزئین شده بود . در زیر یکی از نیمکتھا " کارتر " حفره کوچکی را مشاھده کرد که دلیل دیگری بود بر دزدیھای ھمان زمان, این حفره به اطاق دیگر راه میبرد, این اطاق که اطاق "ضمیمه" نامیده شد, مملو از اشیاء گرانبھا بود – بنحوی که حتی یک سانت فضای خالی در ان باقی نمانده بود . با نگاھی گذرا " کارتر " متوجه کشتی ھای سنگی – جعبه ھای مزین و صندلی ھای انباشته شده رویھم گردید . تختھا و چھارپایه ھای طلاکوب در تمام اتاقھا به حالت پراکنده بچشم میخورد . در داخل سبدھای ساخته شده از نی , ھنوز میوه و نان وجود داشت که برای استفاده فرعون در جھان دیگر بودند . در داخل بیشاز ۵٠ صندوق که برخی مربوط به اداب و رسوم فراعنه,جنگ, و تصاویر خانوادگی مزین شده بودند, این اقلام وجود داشتند : کتان – وسایل ارایش – زیور الات و انواع حلقه . در میان وسایل متعلق به این پادشاه جوان, دسته موی متعلق به مادر بزرگ او ملکه " تیه " دیده می شد که احتمالا" " توت عنخ امن " انرا به عنوان یادگاری از علاقه فراوانش به او نگھداری کرده بود . مصنوعات گیج کننده صنعتگران کماکان نظرھا را بخود جلب میکرد, منجمله ٣۵ کشتی مدل که برخی بادبانھای خود را نیز برافراشته بودند – گویی در شرف حرکت ھستند . برخی از این کشتی ھا جنبه اداب و رسوم داشتند و بطور نمادین بیانگر سفر دریایی مردگان به جھان دیگر بود . برخی دیگر کرجیھایی بودند مخصوص عبور از رودخانه و از جنسچوب رنگ امیزی شده . خیره کننده ترین اشیاء موجود در اتاقھا, یک جفت مجسمه چوبی ھم اندازه انسان بود که وظیفه مراقبت از پادشاه را به عھده داشتند . " کارتر " و دیگران در داخل اتاق کوچکی که در ان به محل دفن جسد متصل بود, با معبد زراندودی برخورد کردند که در چھار گوشه ان پیکره ھای حجاری شده و مطلای چھار الھه نگھبان بچشم میخورد . در داخل اطاق محفظه سایبان گونه " توت عنخ امن " قرار داشت و تا سالھا بعد که گور پاکسازی شد, انرا گشودند . در داخل اتاق, چھار محفظه استوانه ی شکل بود که اندامھای داخلی بدن پادشاه در انھا قرار داشت . در داخل این چھار محفظه – ۴ تابوت طلایی مینیاتور قرار داشت که ھر یک قسمتی از امحاء و احشاء فرعون را در خود جای داده بودند : جگر – ششھا – روده ھا – و شکمبه, " کارتر " حضور خود را در گور – مانند یک ادم فضول در میان گرد و غبار زمان توصیف کرد . " کارتر " غرق در کار دسته بندی اشیاء نفیسی شد که مستلزم بالاترین دقت و تدبر بودند . مسئله پیچیده در کار وضعیت بھم ریخته اشیاء داخل گور بود که حاصل دست کم دو نوبت دزدی و تلاشھای شتابزده مسئولان گذشته این گور در سرو سامان دادن به اوضاع بود . حتی در بررسی مقدماتی نیز مشخص گردید که بسیاری از این مصنوعات به مرحله اضمحلال رسیده اند . یک صندلی که ظاھرا" در وضعیت خوبی بود,با کوچکترین تماس کاملا" از بین رفت و به خاک تبدیل شد .طی چند ھفته بعد " دره شاھان " شبیه کندوی زنبور پر از جنب و جوش شده بود. مواد حفاظت کننده و بسته بندی اورده شدند, ازمایشگاھھا و تاریکخانھایی بر پا شدند, انبارھایی اماده شدند و پاسدارخانه ھای برای محافظت راه اندازی شد . " ھاروارد کارتر " از متخصصان مشھور جھان مساعدت طلبید, منجمله کارشناسانی در زمینه ھای حفظ و نگھداری اشیاء عتیقه, دانشمندان متون عھد باستان, و نقشه کشھا و فھرست برداران – مھمترین کارشناس, عکاس باستان شناسی بنام " ھری برتون " بود که به خرج موزه " متروپلیتن نیویورک " از کلیه اشیاء در جای اصلی انھا به ھنگام کشف و سپس بھنگام نقل و انتقال عکسبرداری کرد. با سرازیر شدن موج دانشمندان و تجھیزات, روزنامه نگاران مشھور جھان به این محل ھجوم اوردند . دیگر کشف گور و مقبره " توت عنخ امن " مورد توجه جھانیان قرار گرفته بود و ھر روز اخبار مربوط به ان در راس خبرھا قرار داشت . قرن در انتظار پایان ھزازه بود تا " ھاروارد کارتر " را به عنوان بزرگترین کاشف باستان شناسی خود به جھانیان معرفی کند . در حالیکه اکثر مردم جھان با تعجب و حیرت به این کشف تاریخی نگاه میکردند, " کارتر " و تیم ھمراھشکه متشکل از کارشناسان و محققان خبره فن بودند – با دقت محتویات فراوان مقبره را در حضور مسئولین مصری فھرست برداری و سپسانھا را خارج میکردند . ھفت ھفته بطول انجامید تا پیش اطاق به تنھایی پاکسازی شد و ھر روز که میگذشت ضرورت سرعت بخشیدن بکار, بیشتر احساس می شد . با برداشته شدن پوشش کچی پیش اطاق مزبور, مھر و موم محکم ان از بین رفته و پس از ھزاران سال محیط پاکیزه و دست نخورده ان با خطر مواجه گشته بود . مصر شناس امریکایی " جیمیز ھنری برستد " که از سوی "کارتر" به کار فراخوانده شده بود- اظھار داشت که : صدای عجیب خشخشرا می شنیده که حکایت از سرعت پوسیدگی و فساد اشیاء داخل گور را داشت . پساز مراسم رسمی گشایش گور در ١٧ فوریه سال ١٩٢٣ " لرد کارناروون " پس از بیماری مختصر در ۶ اوریل سال ١٩٢٣ درگذشت . برخی مرگ او را نه ناشی از ذات الریه بلکه ناشی از نفرین جسد مومیایی فرعون " توت عنخ امن " میدانستند .( من مطلب کاملی بنام ھجوم به مقبره مرگ برای شما نوشتم و دیگر احتیاجی به توضیح نمی بینم ) در ھر حال یکسال گذشت تا اینکه " کارتر " موفق به گشودن سه صندوق باقیمانده گردید . قطعات فوق العاده ای از حاصل کار صنعتگران وجود داشت که یکی در دل دیگری جای گرفته بود , قابھای چوبی و طلای انھا با صحنه ھایی از دوزخ تذئین گشته بودند . بر روی درھای بسته و حکاکی داخلی ترین صندوق دو الھه بالدار ترسیم گشته بود, گوئی انھا وظیفه داشتند از فرعون جوان محافظت کنند . کارتر به کمک طنابھای ایمنی قصد گشودن درھا را داشت . به گفته او –" انچه باید انجام میدادیم – باز کردن یک به یک صندوقھا بود – این کار مانند پوست کندن یک پیاز بود . انگاه میتوانستیم با خود شاه مواجه بشویم " اما در عمل این کار بیشاز انچه تصور می شد, پیچیده بود . بیرونی ترین صندوق مملو از عتیقه ھا, تقریبا" تمام محل دفن را پر کرده بود و برای ھمین شرایط کار برای حفاران بسیار مشگل شده بود . فضای باریک موجود میان صندوقھا نیز مملو از مصنوعاتی از قبیل : کاسه ھای چوبی – بادبزنھای ساخته شده از پر شتر مرغ و ظروف مرمر منجمله ظروفی با تصویر حکاکی شده یک شیر که زبان قرمز خود را بیرون اورده بود . ( دوستان برای درک بھتر مطلب حتما نقشه تابوت توت عنخ امن را ببینند. برای دیدن نقشه بزرگ تابوت ھمینجا کلیک کنید ) پیشاز انکه " کارتر " و دستیارانش بتوانند صندوقھای سنگین مربوطه را بصورت قطعات جدا از ھم در اورده و فضای کافی برای بررسی تابوت سنگ اھکی بوجود اوردند, یکسال دیگر گذشت . زمانیکه انان به این کار نائل امدند – غافلگیری ھای بیشتری انتظار انان را می کشید . سرپوش تابوت سنگ اھک که بیشاز یک تن وزن داشت – ظاھرا" به دلیل اھمال کارگران ترک برداشته بود . این شکاف مشگل جدی بر سر راه باستان شناسان ایجاد کرد . اگر سرپوش شکسته بر روی محتویات تابوت سقوط میکرد, جسد مومیایی از بین میرفت . پس از بحث ھای مفصل مھندسین ھمکار " کارتر " یک سری قرقره مھیا نمودند تا درپوش سنگین را به سلامت بالا کشیدند . ھمزمان با باز شدن درپوش – یک تابوت بزرگ چوبی زراندود مخصوصجسد مومیایی – به شگل فرعون ظاھر شد . دستھای این شمایل با در اختیار داشتن نشانه ھای سلطنتی مصر یعنی یک خرمن کوب و یک عصای سلطنتی, بر روی سینه قرار گرفته بودند . صورت که شمایی بسیار قابل توجه داشت از طلای خالص بود . چشمانی کریستالی ساخته شده بر روی ان به طرز ماھرانه ای جاسازی شده بود . این تابوت حیرت انگیز ظاھرا" برای قرار گرفتن در تابوت سنگ اھک بیشاز اندازه بزرگ بود است – برای ھمین انگشتان پا را تراشیده بودند و در تابوت تراشه ھای بچشم میخورد . در داخل تابوت اول, تابوت دیگری قرار داشت که قابل توجه تر از تابوت قبلی بوده و از چوب زراندود مزین به شیشه قرمز و ابی – و فیروز ساخته شده بود . تابوت دوم نیز جابجا شد تا به سومین و اخرین تابوت دست یافتند . این تابوت در پوششضخیم کتانی قرار داشته و در اطراف ان دسته ھای گل بجا گذاشته شده توسط عزاداران دیده می شد . برگھا و گلبرگھای چند قرنه که بی شباھت به گلھای خشک شده اخر تابستان نبودند. با کنار زدن انچه بر روی تابوت سوم وجود داشت, " کارتر " با تابوتی مواجه شد که در داخل یک ورقه طلایی ضخیم پیچیده شده بود . بالاخره " کارتر " اماده بررسی بقایای مومیایی فرعون شد . او به اھستگی در پوشتابوت طلایی را بلند کرد و با جسد مومیایی " توت عنخ امن " روبرو گشت که با نوارھای کتانی پوشیده شده بود و در یک شنل طلایی قرار داشت . نقاب پادشاه در اندازه طبیعی در برابر زمینه پارچه ای کم رنگ به روشنی میدرخشید . این نقاب توسط صنعتگران باستان از چندین ورقه طلا ساخته شده بود . این نقاب جلاء یافته مزین به شیشه ابی – کوارتز و شیشه اتشفشانی بود و در قسمت چانه – از یک ریش تشریفاتی برخوردار بود . بر پیشانی او یک مار کبری و یک کرکس نشسته بودند که نشان دھنده خدایان " نخبت " و " وجیت " بودند – مار کبری در حال پرتاب اتش از دھان خود به سمت دشمنان فرعون بود . جسد فرعون در سیزده لایه پوشانده شده بود و در لابلای این پوشش ١۴٣ قطعه طلسم جواھر نشان بعلاوه خنجر تیغه طلا وجود داشت . علیرغم تدارکات دقیق, گذشت زمان وضعیت جسد را خراب کرده بود . برای حفظ طراوت جسد, انرا با صمغ کاج اغشته بودند . وجود مایعات, جسد را اکسیده نموده بود و بر اساس فرایند اشتعال خودبخودی, باعث سوختگی جسد و سیاه شدن فرعون شده بود و انرا به کف تابوت چسبانده بود . برای جدا کردن قسمت به قسمت جسد از تابوت, به چاقوھای حرارت دیده نیاز بود . در فوریه سال ١٩٣٢ " ھاروارد کارتر " اخرین اشیاء قیمتی از مجموع ۵٠٠٠ شیء را تحویل موزه قاھره داد . " ھاروارد کارتر " ھمیشه می گفت : ایکاش " لرد کارناروون " زنده میماند و صورت مومیایی شده " توت عنخ امن " را بھمراه گنجینه ای که ھمراھش بود – بچشم می دید.! اما افسوس او به ھمان جائی رفت که ٣٢۴۵ سال قبل فرعون جوان به انجا رفته بود .